
وقتی گذشته ام رو مرور میکنم میبینم سکوت و تاریکی رو دوست داشتم. زیاد اتفاق افتاده بود که میرفتم توی اتاقم برق رو خاموش می کردم رو صندلی میشستم و فکر میکردم. یا برق رو خاموش می کردم پنجره رو باز می کردم رو زمین دراز میکشیدم و آسمون رو نگاه میکردم. گاهی دلم هوای اون لحظات رو میکنه نمی دونم چی توی اون لحاظ وجود داره که آینقدر دلم میخواد. ذهنم درگیره اصلا آرامش نداره و من بینم افکار و امیال توی یه تعارض هستم... در حالت آن بالانس (غیر تعادلی) هستم... هنوز دارم تغییر میکنم اون تغییراتی که خودم دوست ند...
ادامه مطلب
سلام سلام بر خودم سلام بر انعاس صدام که در پژواکش دوباره به گوشم میرسه و سلام به تو ای رهگذر رهگذر! میدونی نقطه مشترک من و تو چیه؟ xa0 هر دو قرار بگذریم تو ازاینجا من از خودم. تو میگذری اما من سالها درگیر خودم هست از اینکه قرار در این زندگی به کجا برسم. تا این روح سرکش به آرامش برسه... میخام برم در اعماق دریا خودم رو کشف کنم میدونم منتظرمی اما تو نیستی الان گم شده ام رویا هستی انگار و شاید افسانه شاید در گوشه ای از درونم من جا خشک کرده ای به درونم نگاه میکنم به دنبال نشانه هایت من رویات...
ادامه مطلب