دقیقا نمیدونم چه حسی هست که بعضی دخترها و پسره میگن از یکی خوشمون اومدخیلی کم پیش میاد یا اصلا نیومده از کسی خوشم بیاد یا یادم نیست بذارید اینطوریبگم از آدم های کمی بدم میاد (چه عجیب!) کلا کم با دیگرون ارتباط میگیرم اکثر آدم هایی کهمیبینم برام مثل بقیه هست معمولی.... اما نمیدونم چرا فکر میکنم ادم محبوبی هستم و البته در نظر دیگران خاص هستم :/ (این نظر منه از دید دیگرون به خودم البته که واقعا دیگرون چه نظری به من دارن الله اعلم ... اینجا داره که بگم بی خیال خودت چه حالی داری!!!)...
اگر هر کدوم از آدم های اطرافم ازم کاریبخاد اگه درست باشه... براش انجام میدم چون فکر میکنم کار درسته اینه یا باید انجام بشه...و اونه انجام میدم چونرفتارم بیشتر به خودم وابسته است (تا حد زیادی درسته) ...
==============================================================================
بعد مدتها برگشتم شهرم ... دیروز و امروز رفتم بیرون توی کوچه ها قدم زدم... هوا ابری بود یه نم نم بارونی می اومد ... قطرهای باران مثل نخی آسمون رو به زمین میدوختند... قطرات پراکنده و ملایم باران و دست نوازشگر باد خیلی حال داد! ... منو تو خودم فرو برد!
گاهی که سکوت میکنم به این فکر میکنم بعضی ادم ها به این دلیل ساکتند که ضعف های خودشون رو قایم کنم یا میترسن از بیان افکارشون ... دوست دارم جز این دسته نباشم یا به بیان بهتر نباید جز این دسته نباش ... اکثرا چیزی میدونم ولی سکوت میکنم اگه چیزی بخواد میاد دنبالش و میپرسه... حتما مهم نیست که نمیاد... یا نمیخاد ... پس سکوتم قابل دفاعه....
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 141